در سه سالگي پدر را از دست داد و عمه اش او را نزد ابوالفضل بن ناصر الحافظ بغدادي محدث برد تا حديث بشنود. پس از آن قرآن و حديث و كلام و ادبيات را نزد استاداني چون ابوبكر دينوري، قاضي ابي علي، ابن الزاغوني و جواليقي آموخت و در راه كسب معلومات و يادداشت برداري از شنيده ها وخوانده هاي خود رنج بسيار برد و صرف وقت فراوان كرد [1] . در ضمن به موعظه گري اشتغال يافت و در سخنوري و زبان آموزي نام برآورد چنانكه در مجلس وعظ او در بغداد ده هزار تن و بيشتر حاضر مي شدند و گاه شخص خليفه و اميران و وزيران و عالمان از جمله مستعمان مواعظ او بودند. مهارتش در مباحثه چنان بود كه حدود دويست تن از ذمّيان را به اسلام در آورد [2] .
(1) به عقيده ذهبي، ابن الجوزي غالب معلوماتش را از مطالعه كتب به دست آورده بود نه از دهان استادان؛ و چون در تأليف عجله مي كرد دچار درهمگويي و ارجاعات نادرست مي گرديد. رك: تذكرة الحفاظ (پيشگفته) ج 4، ص 1347. سبط ابن الجوزي از جدش نقل مي كند كه دو هزار مجلّد كتاب به خط خود كتابت كرده است (همان، ص 1344) و نيز ذهبي گويد: «ما علمت أحدًا من العلماء صنف ما صنف هذا الرجل» . (همانجا)
(2) البته هم مذهبان حنبلي ابن الجوزي بر او ايراد داشتند كه نتوانسته از عهده رد شبهات متكلّمان برآيد. (مقدمه ذم الهوي، ص 8) .