فهرس الكتاب
بعد از آن عمر و بن لحي بشدت بيمار شد. به او گفتند كه در «بلقاء» شام چشمة آب گرمي هست اگر آنجا بروي بهبود مي يابي. به آنجا رفت و استحمام كرد و بيماريش رفع شد و اهالي آنجا را بت پرست يافت. پرسيد: اينها چيست؟ گفتند: با اينها طلب باران و طلب پيروزي بر دشمن مي كنيم. گفت: چند تا از اينها به من بدهيد؛ و دادند. پس آن بتها را آورد و در اطراف كعبه نصب كرد و اعراب به پرستش بتان مشغول شدند.
از قديمي ترين بتهاي عرب «مناة» است كه بر ساحل دريا در قديد ميان مكه و مدينه نصب شده بود و مورد احترام همة اعراب و اوس و خزرج و ساكنان مدينه و مكه و اطراف آن بود و براي آن ذبيحه وقرباني مي گذراندند. و آورده اند كه اوس و خزرج و پيروان آنها از مردم يثرب و غيره پس از انجام حج همراه ديگر حاجيان در مواقف توقف مي نمودند اما سرشان را نمي تراشيدند و چون حركت مي كردند نزد «مناة» آمده آنجا سر مي تراشيدند وتوقف مي نمودند و حج خود را جز بدين گونه كامل و تمام مي انگاشتند. بت «مناة» متعلق به هذيل و خزاعه بود و پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) در سال فتح مكه علي (رضي الله عنه) را فرستاد كه آن را منهدم كرد.
بعد از «مناة» و تازه تر از آن بت «لات» بود در طائف، و آن صخرة بلندي (يا: چهار گوشي) بوده است و متوليان آن از ثقيف بودند و بنايي بالاي آن ساخته بودند. و قريش و ديگر عربها آن بت را بزرگ مي داشتند، چنانكه ميان اعراب جاهلي به اسامي «زيد اللات» و «تيم اللات» بر مي خوريم. و محل آن معبد در جاي منارة چپ فعلي مسجد طائف] در زمان ابن الكلبي [بوده است. پس از اسلام، پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) مغيرة بن شعبه (رضي الله عنه) را فرستاد بت را شكست و بتخانه را آتش زد.