فهرس الكتاب

الصفحة 72 من 511

و نيز هشام (بن محمد كلبي) گويد: قريش در بيرون و درون كعبه بتي بزرگتر از «هبل» نداشت، و آن تنديس آدمي بود از عقيق سرخ با دست شكسته كه قريش آن را با طلا ترميم كرده بودند (و نخستين مردي كه آن را درون كعبه نصب نمود خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بود) . و پيش روي آن هفت چوبة تير قرار داشت كه بر يكي نگاشته بودند: «صريح» و بر ديگري «ملصق» ، و هرگاه در حلالزادگي نوزادي شك داشتند هديه اي به هبل تقديم كرده از آن چوبه هاي تير قرعه مي كشيدند، اگر «صريح» مي آمد بچه از پدرش بود و اگر «ملصق» مي آمد حرامزاده محسوب مي شد. با چوبه هاي ديگر براي مسافرت و امور ديگر، و نيز حل اختلاف، فال مي گرفتند و بدان عمل مي نمودند. و اين بت همان است كه ابوسفيان در جنگ احد به نفع آن شعار مي داد: أعل هبل! (يعني سر بلند باشي اي هبل!، دين هبل بلند مرتبه باد!) و پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) به ياران فرمود: چرا جوابش را نمي گوييد؟ عرض كردند: چه بگوييم؟ فرمود: بگوييد: «الله أعلي وأجل!»

ديگر از بتهاي عرب «اساف» و «نائله» است كه مي گفتند اساف مردي بوده است از قبيلة جرهم و نائله هم زني از همان قبيله كه همديگر را دوست مي داشتند و براي حج از يمن به مكه آمدند و در آنجا فرصت و خلوتي يافته زنا كردند، در نتيجه مسخ شده تبديل به سنگ گرديدند. پس مردم آن دو پيكره را بيرون آورده يكي را چسبيده به كعبه و ديگري را در محل فعلي چاه زمزم قرار دادند تا عبرت ديگران شوند. و پس از مدتي كه بت پرستي باب شد آن دو پيكره نيز مورد پرستش واقع شدند، و قريش آن پيكره را كه چسبيده به كعبه بود نزد آن ديگري بردند و براي آن دو شتر و گوسفند قرباني مي كردند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت