سوال اگر گوئي كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم اسامه بن زيد را بر مهاجرين اولين خليفه ساختند گوئيم: وي ثأر پدر خود مى خواست [1] ، در ثار پدر وي متفرد بود همچنين هر جا استخلاف مفضول واقع شده بناء بر وجهي بوده است خاص به آن شخص اما استخلاف مطلق كه بناء بر خالص اعلاء كلمة الله باشد غير افضل را سزاوار نيست كيفيت و استقراء سيرت آن حضرت صلي الله عليه وسلم در مجاري احوال دلالت مي كند بر آنكه تقديم شخصي به استخلاف نباشد الا از جهت رجحان او بر سائر ناس در دين چنانكه حضرت مرتضي فرمود: وكان قريبهم عنده علي حسب الدين او كما قال اخرجه الترمذي في الشمائل [2] وقال رسول الله صلي الله عليه وسلم: كبِّره كبره [3] اي قدِّم الاكبر و خلافت نبوت رياست عامه است در دين و دنيا ظاهرًا و باطنًا و لهذا آن حضرت صلي الله عليه وسلم تلويح استخلاف فرمود به تقديم در صلاة؛ زيرا كه صلاة بهترين عبادات است وقد بينه المرتضي رضي الله عنه كما مرّ و معني رياست تبليغ مرءوسين است به درجهء كمال و مكمّل قوم بهتر است از رعيت خود كه مكملين اند به خلاف مُلك عضوض كه رياست است ظاهرًا فقط اگر اين چنين نباشد فرقي پيدا نشود در خلافت نبوت و غير آن و خلافت نبوت به سي سال موقوف نباشد و به خلفاي اربعه مخصوص نگردد و حكيم مشفق ناصح خليفه نمي گرداند
(1) - پدر او زيد بن حارثه در سال نهم هجري در غزوه ي موته مقابل مسيحيان به شهادت رسيده بود.
(2) - سنن ترمذى، حديث شماره: