فهرس الكتاب

الصفحة 1327 من 2207

در روضة الاحباب مذكور است كه نزديك به ايام هجرت صديق اكبر به خواب ديد كه ماه از آسمان بر بطحاء مكه نازل شد و به شهر مكه در آمد و صحراء و دشت به نور آن منور گشت باز آن ماه به طرف آسمان ميل نمود و به مدينه فرود آمد و بسياري از ستارگان به موافقت او حركت كردند باز آن ماه با ستارگان به مكه رجوع نمود و زمين مدينه همچنان روشن بود مگر سه صد و شصت خانه [1] ، و به سبب ورود آن ماه اطراف حرم باز منور گشت بعد از آن آن ماه به سمت مدينه روان شد و به منزل عائشه در آمد پس از آن زمين بشگافت و ماه در آن ناپديد گشت و صورت حال موافق همين رؤيا بظهور رسيد [2] .

ديگر تعبير وي خوابهاي مردم را و اصابت عجيبه در آن تا آن حد كه آنحضرت صلي الله عليه وسلم خوابهاي خود را بر صديق اكبر عرض ميفرمود و در خواست تعبير مي نمود قال ابن اسحق في قصة الطائف بلغني ان رسول الله صلي الله عليه وسلم قال لابي بكر وهو محاصرٌ ثقيفا يا ابابكر! اني رأيت اني اُهديت الي قعبةٌ الحديث وقد ذكرناه من قبل [3] .

وفي قصة رؤيا النبي صلي الله عليه وسلم غنمًا سودًا دخلَت فيها غنمٌ كثيرةٌ بيضٌ قال يا ابابكر اعبرها فقال ابوبكر يا رسول الله صلي الله عليه وسلم هي العرب تتبعك ثم تتبعها العجم حتي ينعمرها فقال النبي صلي الله عليه وسلم هكذا عبّرها الملك سحرا، رواه الحاكم [4] .

(1) - اينها خانه هاي منافقين بوده است.

(2) - روضة الاحباب،

(4) - مستدرک حاکم،

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت