فهرس الكتاب

الصفحة 1401 من 2207

عن ابي رجاء العطاردي قال: کتب ابوبکر الصديق إلي المثني بن حارثة أني قد وليت خالد بن الوليد فكن معه فكان المثني بسواد الكوفة فخرج الي خالد فتلقاه بالنباج [1] وقدم معه البصرة وذكر قصةً طويلةً آخرها فتوح عظيم ميسر شد [2] .

بعد از آن صديق اكبر را داعيه ي فتح شام و روم بخاطر افتاد در مجمع صحابه خطبه بليغه بر خواند و مردم را بر جهاد كفار ترغيب فرمود و امر نمود كه بجهت حرب روم ساختگي نمايند پس چهار امير را معين گردانيد و هر يكي را به امارت ناحيه اي نامزد ساخت؛ عمرو بن العاص را از راه اُبلّه به فلسطين راهي كرد و ابوعبيده را به حِمص و يزيد بن ابي سفيان را بدمشق و شرحبيل بن حسنه را به اردن و حكم كرد كه چون همه يكجا جمع شوند امارت تمام لشكر تعلق به ابوعبيده داشته باشد و اگر متفرق شوند هر يكي امير قوم خود باشد و امير آن ناحيه كه براي او معين گشته است.

در آن ايام كرامتي باهره ظاهر شد و بسبب گفتن لا اله الا الله محمد رسول الله قصر قيصر در جنبش آمد [3] .

(1) - اسم قريه اي در نزديکي بصره (عراق) .

(3) - کنايه از متزلزل شدن پايه هاي قدرت او است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت