چهارم آنكه عمير بن وهب بعد از فتح براي استخلاص برادر خود بحضور آنحضرت آمد و وي از فاتكان قريش و دليران ايشان بود و حضرت فاروق در حفظ مراتب احتياط از مكر وي شرط محبت بتقديم رسانيده، عن عروة بن الزبير في قصة عمير بن وهب فبينا عمر بن الخطاب في نفر من المسلمين يتحدثون عن يوم بدر ويذكرون ما اكرمهم الله به وما اراهم به من عدوهم اذ نظر عمر الي عمير بن وهب حين اناخ علي باب المسجد متوشحًا السيف فقال هذا الكلب عدوُّ الله عمير بن وهب ماجاء الا بشرٍّ وهو الذي حرّش بيننا وحزَّزنا للقوم يوم بدر ثم دخل عمر رضي الله عنه علي رسول الله فقال يا نبي الله هذا عدو الله عمير بن وهب قد جاء متوشحًا سيفه قال فادخله عليَّ قال فاَقبل عمر حتي اخذ بحمالة سيفه في عنقه فلببه بها وقال لرجالٍ ممن كان معه من الانصار ادخلوا علي رسول الله فاجلِسوا عنده واحذروا عليه من هذا الخبيث؛ فاِنه غير مأمونٍ ثم دخل به علي رسول الله وعمر آخذ بحمالة سيفه في عنقه قال ارسله يا عمر، اُدنُ يا عمير فدني، الحديث بطوله وفيه معجزة [1] ،
(1) - اشاره به اين واقعه است که آنگاه عمير را خدمت رسول خدا بردند، آن حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: براي چه آمده اي؟ عمير گفت: آمده ام تا فديه برادرم را داده و او را با خود به مکه ببرم.
ايشان فرمودند: شمشير خود را چرا برهنه آويزان کرده اي؟عمير جواب داد: شکسته باد اين شمشير که هيچ گاه به کار ما نيامد. بعدا آن حضرت گفتند: راست بگو، در غير اين صورت رهائي نخواهد يافت. او گفت: غير از اين مقصد ديگري ندارم.
آنگاه پيغمبر خدا فرمودند: آيا تو و صفوان بن اميه با هم در مکه ننشستيد و از کشتگان بدر ياد نکرديد؟ و بعد از اينکه او کفالت تو و اهل و عيال تو را بدوش گرفت تو را براي کشتن من مأمور نساخت، و تو حالا براي تکميل نمودن اين مأموريت نيامده اي؟ اما آگاه باش و بدان که پروردگار بين من و تو حائل شده است. در اين حال عمير گفت: من شهادت مي دهم که تو رسول خدا هستي، و ما با جهالتي که داشتيم با شما از روي عناد در آمديم، اکنون صداقت شما بر من هويدا شد. قسم به خدا غير از من و صفوان کسي ديگري از اين موضوع اطلاع ندارد و من يقين کامل دارم که فقط الله متعال شما را از اين موضوع با خبر ساخته است.
عمير چند روزي در مکه باقي ماند، احکام و ضوابط اسلامي را فرا گرفت و پس از آن با برادر خويش که او نيز به اسلام شرف ياب شد به مکه بر گشتند و مردم را به اسلام دعوت دادند که در نتيجه تعداد زيادي از اهل مکه به راهنمائي ايشان به اسلام گرويدند.
در اين واقعه فضيلت فاروق اعظم - رضي الله عنه - به چشم مي خورد که الله متعال او را توفيق حفاظت از جان نبي کريم را عطاء نمود.