فهرس الكتاب

الصفحة 1421 من 2207

دوم آنكه: اهل سيَر نوشته اند كه فاروق و زبير روزي از روزهاي خندق بر جماعه ي كفار حمله آوردند و آن جماعه را از هم متفرق ساختند در آن ميان ضرار بن الخطاب باز گشت و نيزه بجانب عمر كشيد و بعد از آن آن نيزه را باز گرفت و گفت اين نعمت مشكوره است كه بر تو ثابت كردم.

سوم آنكه: در بعض ايام خندق بسبب اهتمام به شغل دفع كفار نماز عصر از حضرت فاروق فوت شد و تأسفي عظيم از اين وجه بخاطرش راه يافت آنحضرت صلي الله عليه وسلم خود را در آن وقت همراه او عدّ فرمودند و به اين شفقت علاج تأسفش ساختند عن جابر بن عبدالله ان عمر بن الخطاب رضي الله عنه جاء يوم الخندق بعد ما غربت الشمس جعل يسبّ كفار قريش وقال يا رسول الله ما كدت ان اصلي حتي كادت الشمس تغرب قال النبي صلي الله عليه وسلم: ما صليتها فنزلنا مع النبي صلي الله وعليه وسلم بطحانَ فتوضأ للصلاة وتوضأنا لها فصلي العصر بعد ما غربت الشمس ثم صلي بعدها المغرب، اخرجه البخاري [1] .

و از آنجمله آنست كه در غزوه ي بني مصطلق حاضر شد و سعيها مصروف داشت بچند وجه:

يكي آنكه: اهل سيَر ذكر كرده اند كه مقدمه لشكر او بود و جاسوسي را از طرف كفار (گرفتار) كرد و احوال آنها از وي استفسار نمود بعد از آن او را بكشت و به اين جهت رعب عظيم بر دل كفار افتاد [2] .

(1) - صحيح بخاري، حديث شماره:

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت