بعد انقضاي موسم سرما لشكر اسلام عزيمت فتح حمص مصمم نمودند گويند در وقت مناهده (جنگ) چون بكلمهء طيبه ي الله اكبر متكلم شدند در حمص زلزله افتاد و بيوت اهل حمص منهدم گشت باز تكبير دوم گفتند زلزله سخت تز از اول واقع شد بالجمله رعب عظيم از اين حادثه بر دل ايشان افتاد صلح نمودند و بدل الصلح ادا كردند ابوعبيده خمس آن مصحوب عبدالله بن مسعود - رضي الله عنه - بحضرت خلافت ارسال نمود و جماعهء از قبائل را كه بشرف اسلام تشريف يافته بودند در حمص ساكن گردانيد حضرت فاروق - رضي الله عنه - حكم فرستاد كه اهل نجدت را از نواحي شام نزديك خود جمع بكن و ما نيز از اينجا بعوث و سرايا بجانب تو فرستيم بايد كه براي فتح بقيهء بلاد همت گماري ابوعبيده اطاعةً للامر عباده بن الصامت را بر حكومت حمص گذاشته خود متوجه جهاد و فتح بلاد گشت بلدةً بعد بلدةٍ مفتوح مي ساخت گويند چون به لاذقيه [1]
(1) - شهري در سوريه امروزي..