بعد از آن عوام را به تأكيد تمام امر كرد كه قرآن را اخذ نكنند الا از شخصي كه اسناد صحيح بآنجناب رسالت صلي الله عليه وسلم داشته باشد.
بعد از آن در نماز فجر و غير آن قرائت طويله اختيار مي كرد چنانكه داستاني در اين باب گذشت گويا اين معني بجهت آن بود كه مسلمانان قرائت او را شنوند و در اين باب حذاقتي پيدا كنند.
بعد از آن تحريض فرمود مسلمين را بر تعلم لحن يعني نحو و لغت تا روز مرهء عرب دانند.
عن مورق العجلي قال عمر بن الخطاب: تعلموا الفرائض واللحن والسنن كما تعلمون القرآن، اخرجه الدارمي [1] .
في الكشاف في تفسير قوله تعالي:"ان الله برئٌ من المشركين ورسوله [2] "حكي ان اعرابيًا سمع رجلًا يقرأها فقال: ان كان الله بريئًا من رسوله فانا منه برئ فلببه الرجل الي عمر فحكي الاعرابي قراءته فعندها امر عمر بتعليم العربية [3] .
اين بود سعي فاروق اعظم در حفظ نظم قرآن عظيم، اما تفسير قرآن پس ذروهء سنام آن بر دست حضرت فاروق اعظم بظهور آمد.
از آن جمله است نزول بسياري از آيات قرآن موافق رأي او رضي الله عنه و فصلي در اين باب سابق بيان كرديم و از آن جمله است واسطه شدن حضرت فاروق در ميان آن حضرت صلي الله عليه وسلم و امت او در سؤال مسئله كه مهيج نزول آيات گشت.
(2) - سوره