فقير گويد عفي عنه: خداي تعالي پيغامبر خود را صلي الله عليه وسلم آداب زهد تعليم مي فرمايد هر چند وي صلي الله عليه وسلم به خلق عظيم متصف بود ليكن تا دستور باشد امت را.
اولًا: ارشاد ميكند تلاوة كتاب الله.
ثانيًا: مي فرمايد حبس كن نفس خود را با آن جماعه كه مي خوانند پروردگار خود را طلب كنان مرضاة او را و بايد كه تجاوز نكنند چشمان تو از ايشان طلب كنان زينت زندگاني دنيا را و فرمان مبر كسي را كه غافل ساختيم دل او را از ذكر خود و پس روي كرد خواهش نفس خود را پس شد كار او از حد گذشته.
حاصل كلام آن است كه با جماعه ي از فقراي مؤمنين كه به طاعت الهي صبح و شام مشغول اند صحبت دار و با اهل تنعّم مجالست مكن الا به قدر ضرورت، دعوت و تنعمات دنيويه ايشان را نيك مپندار و آن تنعمات را به نظر استسحان مبين.
و ثالثًا: خداي تعالي عذاب متنعمين كفار و ثواب فقراي مؤمنين بيان مي فرمايد:"انا اعتدنا للظالمين نارًا".
و"ان الذين آمنوا وعملوا الصالحات انا لا نضيع اجرا من احسن عملًا [1] "
رابعًا: مثلي ضرب مي كند كه قصهء كافر متنعم و مؤمن فقير است"واضرب لهم مثلًا رجلين [2] ".
وخامسًا: تشبيه ميدهد تنعمات حيات دنيا را به سبزه زمين كه عنقريب خشك شود و از هم ريزد و همچنين مال و بنون عنقريب زوال پذيرد و باقيات صالحات را كه عبارت از ذكر خداي تعالي است بقاي سرمد اثبات مي فرمايد.
(1) - سوره كهف، آيه 30.
(2) - سوره كهف، آيه 32.