فهرس الكتاب

الصفحة 697 من 2207

باز اينجا سه صفت در باب وزارت طلب كردند يكي"من اهلي هارون اخي"و اين وصف از جهت خصوص حال بود كه حضرت موسي را غير حضر هارون در آن وقت كسي به اين نصرت قيام نمي توانست نمود نه شرط وزارت مطلقًا به قرينه آنكه حضرت موسي حضرت يوشع را كه نه از سبط موسي بود خليفه خود ساخت و خلافت ابلغ است از وزارت آنچه در وزارت مطلوب ميشود مردِ صاحب قوت و مروت است كه قوم از حل و عقد وي حساب مي گرفته باشند و در خلافت زياده از آن اشتراك با پيغمبر در جد اعلي كه قبيله به وي منسوب باشد مطلوب است تا مردمان در خليفه به چشم حقارت نه نگرند؛ لهذا خداي تعالي در بني اسرائيل پيغامبري نفرستاد مگر از بني اسرائيل از سبط حضرت موسي باشد يا غير آن و همين معني را آن حضرت صلي الله عليه وسلم در خلفاي خود جاري ساختند كه الائمة من قريش (1) تا موافقت سنة الله في انبياء بني اسرائيل واقع شود. ديگر"اشدد به ازري واشركه في امري"و اين حقيقت وزارت است كه در كارهاي مطلوب از بعثت پيغامبر مثل مخاصمه و جهاد با اعداء و فتح بلدان و جمع قرآن اعانتي نمايان داشته باشد و اين مضمون را جاي ديگر به اين عبارت ادا كرده شد كه"رِدًايصدقني".

سوم: كه"نسبحك كثيرًا"يعني فائده مترتب بر وزارت وزير آن است كه چون تحمل اعباء دعوت بر دو شخص افتاد هذا مرةً وذاك مرةً هر دو متضرع باشند در تسبيح و ذكر.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت