"چون مؤمنان اجتماع كفار ديدند دانستند كه نصفي از موعود به انجاز رسيد و توقع نصف ثاني در دلهاي ايشان مستحكم شد"من المؤمنين رجالٌ"از مسلمانان جمعي هستند كه راست كردند با خدا آنچه بر آن عهد بسته بودند با خداي عز وجل يعني ثبات قدم در مواطن حرب اختيار نمودند پس از ايشان كسي هست كه به تمام رسانيد نذر خود را و از ايشان كسي هست كه انتظار مي كشد تمامي نذر خود را يعني محقين مؤمنين با خدا عهد بستند كه در اعلاء كلمة الله سعي جميل بكار برند و در مواقع حرب ثابت قدم باشند پس گروهي از ايشان آنچه كردني بود كردند و به انجام رسانيدند يعني شهيد شدند يا غير از اعلاء كلمة الله كه به وقوع آمد نصيب ايشان چيزي ديگر نبود اگر چه باقيماندند و گروهي هنوز بار ديگر در انتظار اعلاي كلمة الله هستند يعني باقيمانند بعد آن حضرت صلي الله عليه وسلم بعد از وفات وي صلي الله عليه وسلم در اعلاي كلمة الله داد اسلام دادند."
باز فقير گويد: در اين آيات تشريف عظيم است براي جمعي كه در غزوه احزاب ظاهرًا و باطنًا استقامت نمودند و بذل جهد در جهاد كردند و بيشك خلفاء از آن جماعه بودند و اشاره خفيه است به آنكه هنوز كارها در پيش است از جمعي سعي بليغ در آن كار ها به ظهور خواهد رسيد.