فهرس الكتاب

الصفحة 125 من 624

ماضى معلوم دَعاا دَعَاا دَعَوْا دَعَتْ دَعَتاا دَعَوْنَ تا آخر. اصل دَعاا،

دَعَوَ بود واو حرف علّه متحرّك ماقبل مفتوح را قلب به الف كردند دَعاا

شد. اصل دَعَوْا، دَعَوُوا بود واو حرف علّه متحرك ماقبل مفتوح را قلب

به الف كردند و الف به التقاىِ ساكنين بيفتاد دَعَوْا شد بر وزن فَعَوْا، و

اصل دَعَتْ، دَعَوَتْ بود چون واو منقلب به الف شد و الف به التقاىِ

ساكنين بيفتاد دَعَتْ شد بر وزن فَعَتْ. و اصل دَعَتاا، دَعَوَتاا بود واو

منقلب به الف شد و الف به التقاء ساكنين بيفتاد دَعَتاا شد، زيرا كه

حركت تاء، اصلى نيست كه در واحد ساكن بوده. و دَعَوْنَ بر اصل

خود است بر وزن فَعَلْنَ و هم چنين باقِى الفاظ تا آخر بر اصل خودند.

مستقبل معلوم يَدْعُو يَدْعُوانِ يَدْعُونَ تا آخر.

اصل يَدعُو، يَدْعُوُ بود ضمّه بر واو ثقيل بود انداختند، يدعو شد و

همچنين است حال تَدْعوُ و اَدْعُو ونَدعُو. و اصل يَدْعُونَ (جمع مذكّر)

يَدْعُوُونَ بود ضمّه بر واو ثقيل بود انداختند واو كه لام الفعل بود به التقاىِ

ساكنين بيفتاد يَدعُونَ شد بر وزن يَفْعُونَ. و يَدْعوُنَ جمع مؤنث بر حال

خود است بر وزن يَفْعُلْنَ. و تَدْعينَ (واحده مخاطبه مؤنّث) در اصل

تَدْعُوينَ بود، كسره بر واو ثقيل بود به ماقبل دادند، بعد از سلب

حركت ماقبل، واو به التقاىِ ساكنين بيفتاد تَدْعِينَ شد بر وزن تَفْعِينَ.

و چون حروف ناصبه درآيد گويى لَنْ يَدْعُوَ لَنْ يَدْعُاا لَنْ يَدْعُوا تا

آخر، و نونهايى كه عوض رفعند در پنج لفظ بيفتند به نصبى، و نون

ضمير بر حال خود باقى مى ماند.

و چون حروف جازمه درآيد گويى لَمْ يَدْعُ لَمْ يَدْعُاا لَمْ يَدْعُوا تا

آخر. واو در پنج لفظ بيفتد به جزمى، و نون ضمير بر حال خود باقى

باشد و نونهاى عوض رفع به جزمى بيفتند. امر حاضر اُدْعُ اُدْعُاا اُدْعُوا تا

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت