فهرس الكتاب

الصفحة 127 من 624

اسم فاعل: دااعٍ دااعِيَانِ دااعُونَ دُعااةٌ و دُعّاءٌ و دُعًّى دااعِيَةٌ دااعِيَتاانِ

دااعِيااتٌ ودَااعٍ.

اصل دااعٍ دااعِوٌ بود واو در مرتبه چهارم بود ماقبلش ضمّه نبود قلب

بياء شد دااعِىٌ شد ضمّه بر ياء ثقيل بود بيفتاد. پس التقاىِ ساكنين شد

ميانه ياء وتنوين ياء نيز به التقاىِ ساكنين بيفتاد داعٍ شد بر وزن فاعٍ

چون الف و لام درآوردند ياء باقى ماند و تنوين بيفتاد مانند الدّاعى.

و دااعِيانِ در اصل دااعاان بود، واو در مرتبه چهارم بود ماقبل وى

ضمّه نبود قلب بياء شد دااعياانِ شد اصل دااعُونَ دااعِوُونَ بود واو منقلب

بياء شد دااعِيُونَ شد ضمّه بر ياء ثقيل بود به ماقبل دادند بعد از سلب

حركت ماقبل، ياء به التقاىِ ساكنين بيفتاد دااعُونَ شد بر وزن فااعُونَ.

دااعِيَةٌ در اصل داعِوَة بود، واو در مرتبه چهارم بود ماقبلش ضمه نبود

قلب به ياء شد دااعِيَة شد و همچنين است حال تا آخر.

اسم مفعول مَدْعُوٌّ مَدْعُوّانِ مَدْعُوّونَ مَدْعُوَّةٌ مَدْعُوَّتانِ مَدْعُوّاتٌ و مَداعٍ.

ناقص يايى (1) از باب فَعَلَ يَفْعِلُ «الرَّمْى: تير انداختن و دشنام دادن» .

ماضى معلوم: رَمى رَمَياا رَمَوْا رَمَتْ رَمَتاا رَمَيْنَ تا آخر. رَمى در اصل

رَمَىَ بود ياء حرف علّه متحرك ماقبلش مفتوح را قلب به الف كردند، رَمى

شد بر قِيااس دَعى. ماضى مجهول: رُمِىَ رُمياا رُمُوا تا آخر.

مستقبل معلوم يَرْمِى يَرْمِياانِ يَرْمُونَ تَرْمِى تَرْمياان يَرْمِينَ تا آخر. واحده

مؤنّث مخاطبه و جمع وى در صورت، يكسان بود و لكن جمع بر اصل

(1) ضَمْسى ياء اشاره است به ناقص يايى از سه باب آمده است اوّل از باب ضَرَبَ يَضْرِبُ

چون رمى يرمى دوّم از باب مَنَعَ يمنَع چون رعى يرعى سيّم از باب عَلِمَ يَعْلَم چون خشى

يخشى.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت