فهرس الكتاب
شد بر اسم زمان و مكان بر وزن مَقْتَل، حَذَرًا مِنَ الْاِشْتِبااه فتحه عين
الفعل را بدل كرديم به ضمّه، مَضْرُبٌ شد بر وزن مَفْعُلٌ، و آن در
كلام عرب بدون واو و تاء يافت نمى شد بنابراين ضمّه را اشباع
كرديم، واو از اشباع ضمّه تولّد يافت مَضْرُوبٌ شد بر وزن مَفْعُولٌ.
و آن [مضروبٌ] يك لفظ است به جاى سه معنى چنانكه گويى:
هُوَ مَضْرُوبٌ يعنى اوست يك مرد زده شده، و اَنْتَ مَضْرُوبٌ يعنى
تويى يك مرد زده شده، و اَنَا مَضْرُوبٌ يعنى منم يك مرد زده شده.
مَضْرُوباانِ: يعنى دو مرد زده شده.
اصلش مَضْرُوبٌ بود (واحد بود) خواستيم كه تثنيه بنا كنيم الف
كه علامت تثنيه بود با نون عوض تنوين در آخرش درآورديم مَضْرُوباانِ شد.
و آن [مضروبان] يك لفظ است به جاى سه معنى چنانكه گويى
هُماا مَضْرُوباانِ، واَنْتُماا مَضْرُوباانِ، ونَحْنُ مَضْرُوباانِ، يعنى ايشانند دو
مردان زده شده، وشماييد دو مردان زده شده، وماييم دو مردان زده
شده.
مَضْرُوبُونَ: يعنى گروه مردان زده شده.
اصلش مَضْرُوبٌ بود، خواستيم كه جمع بنا كنيم واو كه علامت
جمع مذكّر بود با نون عوض تنوين در آخرش درآورديم مَضْرُوبُونَ شد.
و آن [مضروبون] نيز يك لفظ است به جاى سه معنى چنانكه
گويى: هُمْ مَضْرُوبُونَ و اَنْتُمْ مَضْروبُونَ، و نَحْنُ مَضْرُوبُونَ يعنى ايشان و
شماييد گروه مردان زده شده، و ماييم گروه مردان زده شده.