فهرس الكتاب
242 ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرو بن العاص $ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ % وَقَفَ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ فَجَعَلُوا يَسْأَلُونَهُ، فَقَالَ رَجُلٌ: لَمْ أَشْعُرْ فَحَلَقْتُ قَبْلَ أَنْ أَذْبَحَ، قَالَ: اذْبَحْ وَلا حَرَجَ، وَجَاءَ الآخَرُ فَقَالَ: لَمْ أَشْعُرْ فَنَحَرْتُ قَبْلَ أَنْ أَرْمِيَ، فَقَالَ: ارْمِ وَلا حَرَجَ. فَمَا سُئِلَ يَوْمَئِذٍ عَنْ شَيْءٍ قُدِّمَ وَلا أُخِّرَ إلاَّ قَالَ: افْعَلْ وَلا حَرَجَ.
واژ ه ها:
لم أشعر: ندانستم.
حلقت: موي سرم را تراشيدم.
لا حرج: مشکلي نيست.
نحرت: قرباني کردم.
مفهوم حديث: عبد الله بن عمرو بن العاص $ مي فرمايد: رسول الله % در حجه الوداع ايستاد و مردم شروع به سوال کردن از ايشان کردند , يکي گفت: ندانستم و قبل از قرباني کردن موي سرم را تراشيدم , فرمود: قرباني بکن و هيچ مشکلي نيست , ديگري گفت: ندانستم و قبل از اينکه جمرات را رمي بکنم قرباني کردم , فرمود: رمي بکن و هيچ مشکلي نيست. در آن روز هر چيزي که در آن تقديم يا تاخير صورت گرفته بود و از ايشان حکمش را پرسيدند فرمود: انجام بده و هيچ مشکلي نيست.
243 ـ عنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ يَزِيدَ النَّخَعِيِّ أَنَّهُ حَجَّ مَعَ ابْنِ مَسْعُودٍ ^، فَرَآهُ رَمَى الْجَمْرَةَ الْكُبْرَى بِسَبْعِ حَصَيَاتٍ فَجَعَلَ الْبَيْتَ عَنْ يَسَارِهِ وَمِنًى عَنْ يَمِينِهِ، ثُمَّ قَالَ: هَذَا مَقَامُ الَّذِي أُنْزِلَتْ عَلَيْهِ % سُورَةُ الْبَقَرَةِ.
واژه ها:
الحصيات: سنگ ريزه ها.
المقام: جايگاه , مکان.