العشي: ما بين زوال الشمس إلى غروبها، قال الله تعالى: {وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ} .
واژه ها:
إحْدَى صَلاتَيْ الْعَشِيِّ: يکي از دو نماز بعد از زوال خورشيد. در احاديث ديگر آمده است که اين نماز يا ظهر و يا عصر بوده است.
خَشَبَةٍ مَعْرُوضَةٍ: قطعه چوبي که با عرض بر روي زمين گذاشته شده باشد.
فاتکأ عليها: بر او تکيه زد.
غضبان: عصباني.
شبك بين أصابعه: انگشتان دو دستش را در هم فرو برد.
السَّرَعان: عجله کنندگان.
فهابا أن يکلماه: به سبب تعظيم پيامبر % نتوانستند با او صحبت کنند.
في يديه طول: دستانش دراز و بلند بود.
نُبِّئتُ: به من خبر داده شد.