اين آيه بيان مي کند که اگر خداوند مي خواست [مي توانست] بندگان را براساس غريزه و فطرت داراي دين واحدي قرار بدهد، به گونه اي که [در انتخاب آن] هيچ رأي و اختياري نداشته باشند .... بنابراين، اين مخلوق بشر ناميده نمي شدند بلکه در رفتار اجتماعي مانند زنبور عسل يا مورچه مي بودند و روحشان همانند فرشتگان مي بود و براساس فطرت به حق و اطاعت معتقد مي بودند. در آنچه خداوند بدانها امر مي کرد، نافرماني نمي کردند و آنچه را که بدان دستور داد. مي شدند، انجام مي دادند. هيچ اختلاف و نزاعي ميان آنها به وجود نمي آمد. اما خداوند براساس حکمت خود آنها را به گونه اي خلق کرده است که علم را کسب کنند، نه اينکه به آنها الهام شود. همچنين براساس اختيار عمل نمايند و بعضي از امور ممکن مغاير با گروه ديگر را ترجيح دهند، نه اينکه مجبور و بي اختيار باشند. همچنين آنها را از نظر استعداد، کسب علم و ميزان اختيار متفاوت قرار داده است.
لازم است بدانيد که در آيه «ولذلک خلقهم» لام براي غايت و هدف نيست. يعني قصد آن نيست که خداوند - سبحانه - آنها را آفريده است تا اختلاف داشته باشند. زيرا چنانچه بر همگان واضح است خداوند آنها را براي عبادت و اطاعت از خودش آفريده است. در اينجا لام براي عاقبت و انجام شدن است.
يعني براي نتيجه اختلاف آنها را خلق کرده است که عبادت از تبديل شدن آنان به دو گروه است: گروهي در بهشت، و گروه ديگر در آتش سوزان جهنم.