اقرار بوجود الله و اينکه فقط او شايسته ي عبادت است در فطرت و سرشت هر انساني نهفته است، چنان چه اين فطرت به همان صورت سالم بماند، انسان خود به خود به وحدانيت و محبت او اقرار مي کند، او را عبادت کرده و کسي را شريک او قرار نمي دهد. و در حقيقت شيطان هاي جن و انس هستند که او را منحرف کرده و با وسوسه هاي پوچ و بيهوده گناهان را در نظر زيبا جلوه مي دهند، لذا توحيد امري فطري، و شرک پديده اي جديد و وارداتي است. خداوند مي فرمايد:
{فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30) } [الروم: 30] .
«خالصانه به دين اسلام رو کن؛ دين اسلامي که الله همه ي مردم را بر آن خلق کرد و هيچ دگرگوني در خلقت الله بوجود نمي آيد» .
و پيامبر - صلى الله عليه وسلم - مي فرمايد: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ، فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ أَوْ يُنَصِّرَانِهِ أَوْ يُمَجِّسَانِهِ» [1] . «هر مولودي بر فطرت اسلام متولد مي شود، پس از آن پدر و مادرش او را يهودي، نصراني يا مجوسي مي گردانند» .
بنابراين، اصل در بني آدم توحيد و دين از زمان آدم و فرزندان وي تا مدتي طولاني، اسلام بوده است.
خداوند مي فرمايد:
{النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ} [البقرة: 213] .
«مردم همگي امتي [بر دين] واحد بودند [سپس اختلاف کردند] خداوند پيامبران را بشارت دهنده و ترساننده مبعوث کرد» .
براي اولين بار شرک و انحراف عقيدتي، در قوم نوح - عليه السلام - بوجود آمد، لذا نوح - عليه السلام - اولين رسول خداوند است.
(1) اين حديث در صحيحين (مسلم و بخاري) از ابوهريره روايت شده است.