فهرس الكتاب

الصفحة 106 من 511

يحيي بن بشير بن عمير نهاوندي از قول هنديان مي آورد كه نفس وقتي از بدن خارج مي شود هر كه نيكوكار است و كامل عيار در عالم بسيط مي ماند و از دور رهايي مي يابد، و اگر نيكوكار ناتمام است با شعاع آفتاب وارد يك نوع سبزي خوردني ميشود كه انسان بخوردش، و نفس نيكوكار ناتمام دوباره در بدني انساني متولد مي شود تا كمال يابد. اما هرگاه نفس بدكار است وارد گياهان چريدني مي شود و حيوانات مي خورندش و در بدن حيواني متولد مي شود و با مردن آن به ديگري منتقل مي گردد تا در رأس هزار سال باز انسان گردد اگر نيكوكار باشد نجات يابد.

مؤلف گويد: بنگريد شيطان چگونه اين القاءات بي دليل را در نظرشان آراسته است. و نيز از ابوبكر بن فلاس (شيخ امامية بغداد) نقل است كه يكي از اماميه تناسخي شده بود، روزي نزد او رفتم ديدم ماده گربة سياهي نزد اوست و او دست بر آن گربه مي كشيد و پيشاني آن را مي خارانيد و آن گربه همچنانكه گربه ها عادتًا عكس العمل نشان ميدهند چشمانش پر اشك شده بود و آن تناسخي نيز بشدت مي گريست. پرسيدم: چرا مي گريي؟ گفت: واي بر تو نمي بيني كه اين گربه وقتي به سرش دست مي كشم مي گريد؟ اين مادر من است، اين است كه به من مي نگرد و مي گريد. و شروع كرد با آن ماده گربه صحبت كردن به نحوي كه گويي آن ميفهمد كه اين چه مي گويد و آن گربه هم آهسته صدا مي كرد. راوي گويد: از آن شخص تناسخي پرسيدم: آيا اين گربه مي فهمد كه تو چه مي گويي؟ گفت: آري. پرسيدم: تو مي فهمي كه او چه خُرخُر مي كند؟ گفت: نه. گفتم: در اين صورت او انسان است و تو مسخ شده اي!

تلبيس ابليس بر امت ما در عقايد و آيينها

ابليس در عقايد اين امت از دو راه دخل و تصرف مي كند. يكي واداشتن شان به تقليد گذشتگان ديگر تعمق و فرورفتن در چيزي كه قابل درك نيست و منجر به پريشانگوييها شده است.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت