فهرس الكتاب

الصفحة 110 من 511

مؤلف گويد: چگونه كلام مذموم نباشد در حالي كه معتزله را به آنجا كشانيده كه بگويند: خدا كليات را مي داند و جزئيات را نمي داند. جهم بن صفوان گويد: علم و قدرت و حيات خدا مُحْدَث است. و ابومحمد نوبختي از جهم نقل مي كند كه خداي تعالي «شيء» نيست. ابوعلي جبائي و ابوهاشم (جبائي) و پيروان بصري ايشان گفته اند: معدوم شيء است خداوند ذات را ذات نكرده و عرض را عرض وجوهر را جوهر نكرده [1] .

قاضي ابويعلي در كتاب المقتبس از قول علاف معتزلي آورده است كه نعيم اهل بهشت و عذاب اهل دوزخ چيزي نيست كه خدا بتواند آن را بردارد (زيرا در آن صورت نه بهشت ماية اُميد بود و نه دوزخ بيم انگيز) ، هر چيز نهايتي دارد كه بايد به آن نهايت برسد و بعد از آن چيزي نيست!

ابوالقاسم بلخي در كتاب المقالات نيز از قول ابوالهذيل علاف بصري (مولاي قبيلة عبدالقيس) اين قول منحصر به فرد را آورده است كه: اهل بهشت حركاتشان به نهايت مي رسد و به سكون و سكوت دائم مي رسند و خداي هم كاري براي آنها نمي تواند بكند. همو گويد: علم و قدرت خدا عين ذات اوست.

(1) ما جعل الله المشمشة بل أوجدها.- م.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت