فهرس الكتاب

الصفحة 142 من 511

سپس با چشماني پر از اشک برخواست ودست مرا گرفته گريان داخل مسجد شد. وبالاي منبر رفت وآرام نشسته محاسن سفيد وزيبايش را در مشت خود گرفته به آنها خيره شد تا مردم جمع شدند. سپس بلند شد وبا تشهد مختصر وبليغانه واديبانه اي شروع به حرف زدن نموده فرمودند: چه شده برخي را که سادات قريش وپدران مسلمانان را به آنچه من از آن پاکم ياد مي کنند؟ بدانيد که من از آنچه مي گويند بيزارم. وکسي را که بدانها بد گويد را مجازات خواهم کرد. قسم بدانکه زمين وزمان را آفريد ودر کالبدها جان دميد, ابوبکر وعمر را جز مؤمن متقي دوست نمي دارد. وجز فاجر وفاسق وبدبخت آندو را بد نمي پندارد. با درستي وراستي ووفاداري با پيامبر اکرم صلي الله عليه وسلم همراه بودند وپس از او قدم به قدم پيرو دستورات رسول خدا وامر ونهي وخشم وغضب وعقاب وبازخواست او بودند وهرگز در هيچ موردي مخالفت رسول خدا صلي الله عليه وسلم از آنها سر نزد. وهرگز رأي وفرمان رسول خدا صلي الله عليه وسلم را بزمين نزدند. وهرگز رسول خدا صلي الله عليه وسلم با رأي آندو مخالفت نفرمودند. ورسول خدا صلي الله عليه وسلم کسي را چون آندو دوست نمي داشت. ورسول خدا صلي الله عليه وسلم در حاليکه از آندو راضي وخشنود بود از اين ديار به ديار باقي شتافتند. ودر حاليکه همه مؤمنان از آندو راضي وخشنود بودند از دنيا رفتند.

ابوبکر رضي الله عنه بدستور پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم در آخرين روزهاي عمر مبارک آنحضرت نُه روز کامل بر مسلمانان نماز خواندند. وآنگاه که خداوند پيامبر خويش را بسوي خود خواست واو را بسوي بهشتهاي برين برد مؤمنان ابوبکر را به عنوان ولي وخليفه رسول الله براي خود انتخاب نمودند. وبا اختيار کامل خود با او بيعت کرده زکات را بدو محول ساختند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت