فهرس الكتاب

الصفحة 154 من 511

اينك بعضي از عقايد ايشان. ابوحامد] غزالي [طوسي گويد: باطنيان گروهي اند مدعي اسلام، متمايل به رفض، كه عقايد و اعمالشان با اسلام مباين است. از آن جمله است اعتقاد به دو خداي قديم كه هر دو ازلي اند الا اينكه يكي مخلوق آن ديگري است] يعني براي دومي، حدوث ذاتي قايل شده اند نه حدوث زماني [. پس اولي را سابق و دومي را ثاني ناميده اند. سابق را به وصف وجود و عدم يا معلوم و مجهول نتوان ستود و موصوف يا غير موصوف نتوان ناميد] = تعطيل صفات [. ثاني از سابق پديد آمده و او مبدع اول است، سپس «نفس كليه» پيدا شده. در نظر باطنيان پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) شخصي است كه از «سابق» توسط «ثاني» يك قوة قدسية پاك به وي افاضه گرديده است و جبريل عبارت از عقل افاضه شده به پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) است نه اينكه نام شخصي باشد. و نيز باطنيان همرأي اند بر اينكه در هر دوره امام معصومي بايد باشد كه براي تأويل ظواهر بدو مراجعه مي شود. باطنيان معاد را هم به معني «عود» مي گيرند يعني بازگشت نفس به اصل آن. در باب تكليف نيز از ايشان اباحة مطلق منقول است، هر چند در گفتگو منكر اين معنا شوند و گويند هر انساني را ناچار تكليفي هست، اما گويند چون از ظواهر به بواطن پي برد تكليف برخيزد. چون نتوانسته اند مردم را از قرآن و سنت برگردانند، هدف و مقصود از آن را با حيله هاي خوش ظاهر نفي مي كنند كه اگر صريحًا نفي كنند به قتل آيند.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت