فهرس الكتاب

الصفحة 156 من 511

باطنيان به شبهه اي متمسك نشده اند كه قابل بحث و مناظره باشد، بلكه طبق آنچه در دلشان افتاده چيزهايي برساخته اند. و اگر با يكي از اين جماعت مناظره اي پي آمد بايد پرسيد: آيا اينها كه مي گوييد: بديهي است يا نظري و يا نقل از امام معصوم است؟ بديهي نيست، زيرا صاحبان عقل سليم آن را قبول ندارند؛ و اگر بگوييد نظري است، شما كه مي گوييد «عقل بس نيست» چگونه نظر را كه عبارت است از قضاياي عقلي و حاصل تصرفات عقل است مي پذيريد؟ و اگر گوييد: اينها نقل قول از امام معصوم است. گوييم: چگونه قول او را بدون معجزه پذيرفتيد و قول پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) را كه صاحب معجزه بوده است ترك كرديد؟ واز كجا اطمينان داريد همين قول «امام معصوم» نيز باطني غير ظاهر نداشته باشد؟ و نيز مي پرسيم كه آيا آشكار كردن اين تأويلات و بواطن كه شما مي گوييد واجب است يا نه؟ اگر گويند: واجب است گوييم چرا محمد (صلى الله عليه وسلم) آن را پنهان داشت، و اگر گويند پنهان داشتن آن واجب است گوييم شما چرا اظهار مي كنيد؟

ابن عقيل گويد: اسلام به دست دو گروه ظاهري و باطني از بين مي رود، زيرا اهل باطن با تأويلات بي دليل ظواهر شرع را به تعطيل كشانيدند اما اهل ظاهر آنچه را هم كه لازم به تأويل است به معاني ظاهري گرفتند و اسماء و صفات الهي را بر همان معاني كه مي فهمند حمل كردند. حال آنكه حقيقت در بين اين دو تاست، يعني بايد ظاهر را بنگريم مگر آنكه دليلي بر خلاف آن باشد و هر معناي باطني را كه دلايل شرعي تأييد ننمايد ردّ كنيم.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت