فهرس الكتاب

الصفحة 175 من 511

و از تلبيسهاي ابليس بر فقيهان در آميختن فلسفه است در جدل و اعتماد ورزيدنشان بر اين چيزهاي ساختگي، و ترجيح نهادن قياس بر حديث. چنانكه اگر يكيشان بر حديث استدلال كند عيب گيرند و زشت شمارند حال آنكه ولو به مقتضاي ادب بايستي حديث را مقدم آرند. ديگر از تلبيسهاي ابليس بر اينان (يعني اهل جدل و خلاف) [1] آن است كه اكثرًا به علم نظر (و مناظره) مي پردازند بي آنكه آن را به قرائت قرآن و حديث و سيرهء پيامبر (صلى الله عليه وسلم) و اصحابش كه دلها را رقّت مي بخشد بياميزند و معلوم است كه دل با مسألة نجاست و طهارت حالت خشوع پيدا نمي كند بلكه نياز به پند و يادآوري دارد تا به طلب آخرت برخيزد، و «مسائل خلاف» گرچه جزء علم شرع است اما كلّ مطلوب نيست. و آن كه مطّلع بر اسرار سيرت گذشتگان و نيز صاحبان مذاهب فقهي] مقصود ائمة مذاهب اهل سنت است [نباشد نمي تواند پيروي رفتار ايشان نمايد. و بايد دانست كه طبيعت، دزد است و هر كس را با اهل اين زمان واگذارند طبيعتش از عادات و طبايع آنان مي دزدد و همانند آنان مي شود، و هر كس سيرت سلف صالح را مطالعه كند مي كوشد مانند آنها شود و اخلاق ايشان بياموزد.

از بعضي گذشتگان نقل است كه مي گفت: يك حديث را كه به دل من رقّت بخشد از صد قضيه (داوري) شريح دوست تر دارم. اين را بدان جهت گفته است كه اصل مقصود رقيق شدن دل است.

(1) «جدل و خلاف» علمِ بحث در رد و قبول مذاهب فقهي مختلف است در مسائل شرعي (رك: مقدمة ابن خلدون، ترجمه هفارسي، ج 2، ص 932 - 929) . - م.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت