فهرس الكتاب
بعضي در دقايق زهد و محبت الهي سخن مي رانند و شيطان امر را بر ايشان مشتبه مي سازد كه مگر خود صاحب آن حالات هستند كه تا كسي صاحب حالتي نباشد نمي تواند وصفش نمايد؛ و در پاسخ اين شبهه گوييم سلوك غير علم است و حال با قال فرق دارد. بعضي در منبر شطح و طامات خلاف] ظاهر [شرع مي گويند و اشعار عاشقانه مي خوانند تا به هر ترتيب كسي صيحه اي بر كشد و آهي برآرد و مجلس رونق گيرد ولو با سخن تباه وبيراهي باشد. بعضي نيز عبارات آراستة بي محتوي مي آرند. و اين روزها (يعني زمان مؤلف) اكثر كلام قَصّاصان داستان موسي (عليه السلام) دركوه، و يوسف و زليخاست و از ذكر واجبات و منع محرمات خبري نيست. به وعظِ چنين قصص گويي چگونه زناكار و رباخوار دست از نابكاري خود بكشند و زن چگونه حقوق شوهرش را بشناسد و نماز بهنگام بخواند. اين گونه واعظان شرع را پس پشت انداخته اند تا كالايشان رواج يابد و پيداست كه حق سنگين و تلخ است و باطل سبك و شيرين.
بعضي نيز آن قدر زهد و نمازِ شب خواني را مي ستايند كه عامي بدون توجه به مقصود، كار و زندگي وعيالش را رها ساخته گوشه گير يا مغاره نشين مي شود! بعضي نيز همه از رجا و رحمت مي گويند بي آنكه از موجبات خوف نيز سخن در ميان آرند و بدين گونه شنوندگان را بر معاصي گستاخ مي گردانند، بويژه كه شنونده مي بيند خود قصص گوي مركوبهاي عالي سوار مي شود و جامه هاي فاخر مي پوشد. چنين واعظي با گفتار و كردار، مردم را فاسد مي سازد.
از واعظان كس باشد كه راستگوي است و نيت نصيحت و خيرخواهي دارد الا اينكه كم كم دلش از حبّ رياست سيراب مي شود و خواستار تكريم و تعظيم مي گردد. و نشانش آن است كه نمي خواهد واعظ ديگري به جاي وي وعظ بگويد و باري از دوشش بردارد حال آنكه اگر نيت خالص و درست باشد بدش نخواهد آمد كه كسي در امر خير كمكش كند.