فهرس الكتاب
ما آفات قصص گويان را در كتاب (القصاص و المذكرون) ياد كرده ايم و اينجا به اجمالي بسنده مي كنيم بعضي از اينان احاديث دروغين در تشويق نيكوكاري يا تهديد بد كاري مي سازند و ابليس آن را در نظرشان چنين توجيه مي نمايد كه مقصود برانگيختن مردم به خوبي وبازداشتن مردم از بدي است؛ گويي شريعت ناقص است و تكميل آنان را مي طلبد! اينان آن حديث پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) را فراموش كرده اند كه فرمود: «مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّا مَقْعَدَهُ مِنْ النَّارِ» . «هر كس دانسته بر من دروغ ببندد جايگاه خويش را در آتش آماده سازد» .
ديگر از تلبيسهاي ابليس بر اينان خواندن اشعار محرك و شوق انگيز عاشقانه است و به عبارتهاي گونه گون در محبت سخن راندن؛ و شيطان چنين امر را بر ايشان مشتبه ساخته كه مقصود ما محبت الهي است، حال آنكه مستمعان عامي مردمان آلوده اي هستند با دلهاي پرهوس؛ بدين گونه گوينده و شنونده گمراه مي شوند.
ديگر از تلبيسهاي ابليس بر اينان وجد نمودن است و خشوع نمايي ظاهري فزون بر آنچه در باطن هست؛ و ملاحظة جمعيت موجب افزودن تصنع مي شود و «نفس» به گريه و خشوع زيادي دست مي گشايد، كه اگر دروغين باشد به آخرت زيان مي رساند و اگر راستين باشد باز از ريا و تكلف عاري نيست.
بعضي قصص گويان و واعظان وزن و ضرب به صدا و حركات خود مي دهند به طوري كه مشابهت به غنا پيدا مي كند و همان طور كه در مورد قاريان گفتيم اين مكروه بلكه حرام است.
بعضيشان نيز اشعاري در مصيبت و مرثية درگذشتگان و ناراحتيهاي مرگ و غربت مي خوانند و زنان را مي گريانند و مجلس را ماتمكده مي سازند حال آنكه در چنين موردي توصيه به صبر شايسته است نه آنچه موجب بيتابي گردد.