فهرس الكتاب

الصفحة 32 من 511

«اي مردم، خداي تعالي مرا امر كرد كه به شما بياموزانم آنچه را نمي دانيد از آنچه امروز به من آموخته است: هر مالي كه به بنده ام بخشيده ام بر او حلال است، و من همة بندگانم را پاكدين آفريدم اما شيطان بر ايشان تاخته از دين به درشان برد حال آنكه امر كرده بودم چيزي را كه براي آن دليلي فرو نفرستاده ام شريك من قرار ندهند. و خداي تعالي نظر بر مردم روي زمين كرد و از عرب و عجمشان خشنودي نداشت جز عده اي از باز ماندگانِ اهل كتاب» . (صحيح مسلم) . اين حديث را از طريق ديگر هم نقل كرده اند.

و نيز از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت است كه: «ابليس تخت خود را بر آب مي نهد، سپس لشكريان خود را به فتنه گري مي فرستد و هر كدام فتنه انگيز تر است منزلتش به ابليس نزديكتر است. يكيشان مي آيد و مي گويد: چنين و چنان كردم. ابليس مي گويد: كاري نكرده اي! ديگري مي آيد و مي گويد: ميان زن و شوهر جدايي انداختن. ابليس او را به خود نزديك مي سازد- يا در بر مي گيرد- و تحسين مي نمايد» . (صحيح مسلم)

و نيز جابر روايت مي كند كه: ابليس از اينكه نمازگزاران او را بپرستند مأيوس است اما به تحريك خصومت و كينه ميان مردمان اميد بسته است». (صحيح بخاري) .

واز انس بن مالك روايت است كه «شيطان پوزه اش را بر قلب بني آدم گذارده است. هر وقت ياد خدا در آن باشد به آن كاري ندارد و اگر دلي خدا را فراموش كرده باشد شيطان مي بلعدش» .

از ابن مسعود روايت است كه «شيطان ميان اهل مجلس ذكر (خدا) براي فتنه گري رفت اما نتوانست ميان ايشان جدايي افكند. پس به مجلسي رسيد كه سخن از دنيويات بود ميان آنان به تحريك و تفتين پرداخت به طوري كه به كشتن يكديگر دست گشادند، تا آنكه اهل ذكر (خدا) برخاسته ميان آنان واسطه و حايل شدند تا پراكنده گرديدند» .

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت