فهرس الكتاب
شيطان بر راهبي ظاهر شد، راهب پرسيد: كدام يك از اخلاق آدميان است كه تو را بر ايشان چيره تر مي كند و آدميان را در مقابل تو ناتوانتر مي سازد؟ گفت: تندخويي؛ شخص وقتي تندخوي باشد ما او را زير و رو مي كنيم همچنانكه كودكان به گوي بازي مي كنند.
وقتي پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) مبعوث شد، شيطان هر روز شيطانكهايش را به سراغ اصحاب آن حضرت مي فرستاد، و آنها دست خالي بر مي گشتند و مي گفتند: تا به حال آدمهاي اين چنين (مقاوم در برابر وسوسه) نديده ايم. شيطان گفت: بگذاريد گشايشي دنيوي حاصل كنند آن گاه ما مي توانيم مرادمان را از ايشان برآوريم.
از ابوموسي (اشعري) نقل است كه شيطان هر روز لشكريانش را راهي مي كند و مي گويد: هر كدامتان مسلماني را گمراه كرديد تاج بر سرش مي نهم! يكيشان مي گويد: فلاني را آن قدر وسوسه مي كنم كه زنش را طلاق دهد. شيطان مي گويد: زود است كه ازدواج كند، ديگري مي گويد: فلاني را آن قدر وسوسه مي كنم كه عاق شود، شيطان مي گويد: زود است كه به پدر و مادر خوبي كند و دلخوششان سازد. سومي مي گويد: فلاني را آن قدر وسوسه مي كنم كه شراب بخورد، شيطان مي گويد: تو تاج را بردي. پنجمي مي گويد: فلاني را آن قدر وسوسه مي كنم كه آدم بكشد، شيطان دوبار مي گويد: تو تاج را بردي.