فهرس الكتاب

الصفحة 47 من 511

نوبختي گويد: مغلطه گران مدعي اند كه اشياء را في نفسه حقيقت واحدي نيست، بلكه نزد هر گروه بر حسب عقيده آن گروه تفاوت مي كند: كسي كه صفرا دارد عسل را در دهان خود تلخ مي يابد و آدم سالم عسل را شيرين مي يابد؛ عالم نزد عده اي قديم است و نزد عده اي حادث، برخي رنگ را جسم مي دانند و بعضي عرض ... حال مي شود فرض كنيم كسي نباشد حقيقت اشياء را به نحوي اعتقاد كند، پس حقيقتِ اشياء موقوف بر وجود كسي يا كساني مي شود كه به نحوي حقايق اشياء را تصور و اعتقاد كنند [1] . مدعيان اين طرز فكر سوفسطايي اند و در جواب ايشان گفته مي شود: آيا اين اعتقاد شما صحيح است؟ خواهند گفت: نزد ما صحيح است و نزد مخالف باطل است. گوييم: به همين دليل دعوي شما مردود است زيرا خود اقرار داريد كه مخالف شما خلاف آن را اعتقاد دارد! و نيز مي شود پرسيد: آيا مشاهده و حس را حقيقت مي دانيد؟ اگر بگويند: آري، از سوفسطاييگري برگشته اند و اگر بگويند حقيقت مشاهده بستگي به مشاهده كننده دارد، به بحث قبلي بر مي گرديم.

نوبختي گويد: عده اي از سوفسطاييان هستند كه قايل شدند بر اينكه عالم در ذوب و سيلان است و به يك چيز دوبار نمي توان انديشيد چون همه چيز پيوسته در حال تغيير است. به اينها گفته مي شود: چگونه همين مطلب دانسته شده؟ حال آنكه ثبات موضوع علم را (يعني اشياء را) منكر شده ايد! و انگهي بسا جواب دهندة اشكال طبق عقيده شما تغيير كرده و غير از آن باشد كه نخست بود.

فريفتن ابليس دهريان را

(1) آورده اند كه كسي از عارفي پرسيد: حقيقت عالم چيست؟ عارف جواب داد: چشمت را ببند و باز كن!.-م

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت