فهرس الكتاب

الصفحة 51 من 511

و اگر گويند كه چنانچه غافل حكيم بود در كارش خلل پديد نمي آمد و اين همه جانور زيانكار پيدا نمي شد و از اينجا دانسته مي شود كه طبيعت است كه مؤثر است (نه خداي حكيم) ، گوييم: اين دليل بر ضد شما بر مي گردد چرا كه به طور ضمني اقرار داريد كه وجود نظم و استوار در امور معلولِ طبيعت نتواند بود. اما آن خللها كه اشاره كرديد، مي شود كه براي امتحان يا عقوبت باشد و مي شود كه خود متضمن منافعي باشد كه ما نمي دانيم. وانگهي طبيعت چگونه مي تواند در عين حال كارها كند كه خلاف يكديگر است؟ مثلا آفتاب نيسان غوره و چوب خلال را رطوبت افزايد، در همان حال تري دانه گندم را بگيرد و آن را بپزاند و بخشكاند، اگر بر حسب طبيعت بود مي بايد همه را مرطوب سازد يا همه را خشك كند. پس فاعل مختاري هست كه طبق اراده عمل مي كند. و عجيب اين است كه آنكه كم كم مي خشكد داخل غلاف است (خوشة گندم) و آنكه بر آبش افزوده مي شود مستقيمًا در معرض تابش آفتاب مي باشد (حبة انگور) ، اين براي رشد و عمل آوردن و آن به مظور ذخيره كردن. از يك آب كه به بستان مي رود گل خشخاش، سفيد و گل شقايق، سرخ مي شود، انگور شيرين و انار ترش مي گردد. و اشاره به همين معناست آية: {وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ} [1] .

«همه آنها از يك آب سيراب مى شوند! و با اين حال، بعضى از آنها را از جهت ميوه بر ديگرى برترى مى دهيم» .

فريفتن ابليس ثنويان را

(1) سورة رعد، آيه 4.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت