فهرس الكتاب
از ادلة قطعي وجود خدا اين است كه عالم حادث است زيرا از حادثها خالي نيست و اين هم مسببي مي خواهد و آن خالق سبحان است. و اگر ملحد اعتراض نمايد كه اين صانع مورد ادعاي شما پديد آرندة صور است و ماده بايد موجود و قديم باشد، در جواب گوييم: براي اثبات صانع احتياج به ماده نيست، خود ايجاد صورتهاي بي سابقه كه نو پديد مي آيد - همچنانكه درتصوير دولاب مشاهد مي كنيم - مصور لازم دارد و همان صانع است كه اشياء را «اختراع» [1] كرده است.
فريفتن ابليس طبايعيان را
ابليس چون ديد كه موافقان انكار صانع كم اند، چرا كه عقل بر وجود صانع گواهي مي دهد، عقيده ديگري را در نظر بعضيها آراست كه اين همه كار طبيعت است و هيچ چيز پديد نمي آيد الا از گرد آمدن طبايع چهارگانه (سردي و گرمي و تري و خشكي يا خاك و آتش و آب و باد) پس فاعلْ طبيعت است. در جواب اينها گوييم: گرد آمدن طبايع دليل بر اين نيست كه عمل كنند، وانگهي جز هنگامي كه گِرد آيند و بياميزند عمل نمي كنند و مي دانيم كه چهار طبع سركش با هم مخالف اند و همين گرد آمدن دليل است بر مقهور و مجبور بودن آنها، يعني اراده اي و راي آنها، آنها را گرد آورده و در آميخته است. بعلاوه خود طبايعيان نيز قبول دارند كه طبيعت، عالم و قادر وزنده نيست، اما اين كُنش پيوسته و منظم جز از عالم حكمي پيدا نيايد.
(1) اختراع يعني پديد آوردن شيء غير مسبوق به مدت؛ و اگر «اختراع» را معادل «ابداع» بگيريم يعني پديد آوردن شيء غير مسبوق به ماده و مدت. (رك: فرهنگ معارف اسلامي، سيد جعفر سجادي، ج 1، ص 5 - 104) .-م.