فهرس الكتاب

الصفحة 61 من 511

و اينكه گفته اند: حيكمان قديم منكر صانع بوده اند حرفي است دروغ و نشدني، چرا كه غالب حكيمان قديم خدا را قبول داشتند و پيغمبران را هم انكار نمي كردند، البته امعان نظر در شرايع نكرده از آن به اهمال گذشته اند. و عدة بسيار كمي از آنان كه فهمشان فاسد شده بود. به دهريان گرويدند و منكر صانع شدند. اما از فلسفيان اين امت گروهي را ديده ايم كه از فلسفيدن جز حيرت حاصل نكرده اند. نه به مقتضاي حكمت عمل مي كنند و نه طبق اسلام. كساني از ايشان هستند كه نماز مي گزارند و روزه مي گيرند اما به خدا و پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) اعتراض مي نمايند و در انكار معاد جسماني سخن مي گويند و هر كدامشان كه دچار فقر شود - و لو آن فقر در زمانه عموميت داشته باشد- به تقدير پرخاش مي كند و به خالق زبان درازي مي نمايد. چنانكه از يكيشان شنيدم گفت: من جز با آن كه بر فراز آسمانهاست خلاف و نزاع ندارم؛ و اشعار بسيار در اين معنا سروده بود از آن جمله شعري با اين پرسش شك انگيز كه: «آيا اين هستي صنعتي است بدون صانع و تيري بدون تير انداز و بي هدف؟»

و در شعر ديگري مي گويد: «هستي ما بدون سابقة اختيار و اطلاع ما بوده و گويي در تاريكي و كوري مانده ايم كه از آن با تيزهوشي يا تندخويي رهايي نداريم؛ ظلمتي كه از نور خورشيد و ماه و چراغ خالي است؛ سرگردان و گيج در حالي كه جهل متراكم و عبوسي ما را دربرگرفته ناچار از كار و عملي هستيم كه عمل محسوب نمي شود، و گفتاري كه تمامي هوس است و جنون» .

نظر به اينكه دورة رهبانيت نيز مانند فلسفه گري نزديك به زمان شريعت ما بوده بعضي از همكيشان ما به فلسفه دست يازيدند و بعضي به رهبانيت چنگ زدند به طوري كه ملاحظه مي شود كه بسيار از احمقان در اعتقاد به راه فلسفه رفته و در زهد ورزيدن به رهبانيت گراييده اند. از خداوند مي خواهيم ما را در دين ثابت بدارد و از شر دشمنان (شيطان) محفوظ فرمايد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت