فهرس الكتاب
و و نيز از كلبي نقل است كه «ودّ، سواع، يغوث، يعوق و نسر» آدمهاي خوبي است كه همگي در يك ماه درگذشتند و باعث اندوه شديد نزديكانشان شدند. يكي از اولاد قابيل به ايشان گفت: اگر مي خواهيد پنج پيكرة نظير آنها برايتان بسازم؛ اما نمي توانم در آنها روح بدمم. گفتند: اين كار را بكن. پس پنج بت به شكل آن مرده ها بساخت و هر كدام از آن طايفه مي آمدند و آن بتها را كه به يادگار نزديكان وخويشاوندانشان ساخته بود بزرگداشت و طواف مي كردند. بدين گونه يك نسل گذشت و در نسلِ دوم آن بزرگداشت بيشتر شد تا در نسل سوم گفتند: همانا اينان كه مورد احترام و تعظيم پيشينان بودند از آن جهت است كه مي توانند نزد خدا شفاعت كنند، پس شروع به پرستشِ آن مجسمه ها كردند تا آنكه ادريس عليه السلام آنان را از كفر منع فرموده و به خدا پرستي فرا خواند، تكذيبش كردند، و خداوند ادريس را به جايگاه بلند بُرد [1] . و بت پرستي همچنان شدت مي يافت تا دوران نوح (عليه السلام) رسيد و او در سن چهار صد و هشتاد سالگي به نبوت مبعوث شد و مدت صد و بيست سال آن قوم را به خدا پرستي خواند. سركشي نمودند. تا خداوند امر كرد كه نوح (عليه السلام) كشتي بسازد و در ششصد سالگي آن كشتي را تمام كرد و سوار شد و طوفان رخ داد، عده اي غرق شدند و پس ا ز آن نوح (عليه السلام) سيصد و پنجاه سال ميان قوم خويش بزيست (و ميان آدم و نوح دو هزار و دويست ساله فاصله بود) . آن بتها را آب جا به جا كرد تا در سر زمين جدّه افتادند و چون آب فرو نشست آن بتها در ساحل بماندند و باد رويشان را پوشانيد.
(1) {وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا} سوره مريم، آيه 57.