فهرس الكتاب

الصفحة 74 من 511

پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) پس از فتح مكه داخل مسجد الحرام شد و هنوز بتها در پيرامون كعبه منصوب بودند. حضرت با گوشة كمان به صورت و چشم بتان مي زد و مي فرمود: {جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا} [1] . «حق آمد، و باطل نابود شد يقينًا باطل نابود شدنى است!» . سپس دستور داد آن بتها را به روي در افكندند و از مسجد الحرام بيرون آورده آتش زدند [2] .

از ابورجاء عطاردي نقل است كه گفت ... ما در جاهليت سنگ مي پرستيديم و هرگاه سنگ بهتري مي يافتيم اولي را انداخته اين را برداشتيم، واگر سنگ نمي يافتيم خاك را توده كرده روي آن شير مي دوشانيدم و برگرد آن طواف مي نموديم. هم از او روايت است كه ريگ جمع كرده روي آن شير مي دوشانيدميم و بر گرد آن طاف مي كرديم. و نيز مدتي سنگ سفيدي را پرستيده، پس آن را دور مي افكنديم.

از ابو عثمان نهدي نقل است كه گفت: در جاهليت سنگ مي پرستيديم، يك وقت منادي ندا مي كرد كه: «اي اهل كاروان پروردگارتان نيست شده، پروردگار ديگري بجوييد» . پس ما اهل كاروان در پست و بلنديها پراكنده مي شديم تا جستجو كنيم، در آن ميان منادي ندا مي كرد كه: «پروردگارتان پيدا شد» ، يا: «همتاي پروردگارتان پيدا شد» ، باز مي گشتيم و بر سنگي كه يافته بودند شتر قرباني مي نموديم.

از عمر و بن عنبسة نقل است كه من از زمرة سنگ پرستان بودم. گاه يك طايفه در منزل فرود مي آمد و «خدا» همراه نداشت، پس همگي به جستجو بيرون شده چهار سنگ پيدا مي كردند، سه تا را براي پاية ديگ نصب مي كردند و بهترينش را معبود قرار مي دادند. همين طايفه اگر سنگ بهتري مي يافت، حتى پيش از كوچ كردن، «خداي» قبلي را دور مي انداخت و اين را بر مي داشت.

(1) سوره اسراء. آيهء 81.

(2) به دنبال اين، مؤلف افزوده است: و عن ابن عباس (رضي الله عنهما) ، أنه قال: «في زمان يزدجرد عبدت الأصنام ورجع من رجع عن الإسلام» ]!؟ [.- م.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت