فهرس الكتاب
ابوالوفاء علي بن عقيل گويد: ملحداني همچون ابن راوندي و ابوالعلاء از اينكه كلمة حق منتشر است و شرايع ميان مردم بر پا، و فرمانهاي ديني مورد پيروي است، و از طرف ديگر گفتار ايشان تأخير و شهرت قابل ملاحظه اي نيافته است، ناراحت بودند. لذا بعضي از آنان داخل اهل حديث شده روايات جعلي بر ساختند و بعضي ديگرحكايات معجزه آميز از خواص سنگها و چيزهاي خارق العاده و اخبار عجيب و غيب از شهرهاي دور و داستانهايي از غيبگويي منجمان و كاهنان و معزّمان بر سر زبانها انداختند ... تا با اين گونه افسانه ها چنين وانمود كنند كه قصة پيامبران نيز چنين چيزهايي بوده است: عيسي (عليه السلام) مي گويد: {وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَاكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ} . «شما را خبر مي دهم از آنچه مي خوريد و در خانه هايتان ذخيره ساخته ايد» [1] . و كاهن از دانة گندمي كه در احليل كره خري نهفته اند خبر مي دهد، بدين گونه در دل شنونده وقعي از عيبگوييها و نيارستنيهاي پيامبران باقي نمي ماند. همچنين است احكام نجوم كه اختر گزاران با اعلام ساعت نحس و بد مانع از كاري مي شوند مثلا مي گويند: «سواري در اين ساعت يا اين روز نيك نيست» ، آيا نه اين است كه بدين گونه رقابت در امر و نهي با پيام آوران مي كنند؟ و قصد ملحدان از اين همه اشارات و تلميحات روشن است، به زبان بي زباني مي خواهند بگويند: بياييد كه آنچه انبيا آورده اند خرق عادت نبوده است. عده اي از ملاحده نيز خود را ميان صوفيان جا زده گفتند: فلان صوفي با ظرف خود از دجله آب برداشت و آن ظرف پر از طلا شد، بدين گونه معجزة پيغمبران را با كرامت نمايي صوفيان و پيشگويي منجمان يا با خواص اشياء از ديدگاه طبايعيان و يا از راه كهانت براي جن گيران و طالع بينان توجيه نمايند و بدين گونه معجزه وخارق عاده را از جنبة غير عادي بودن عاري سازند.
(1) سوره آل عمران، آيه 49.