فهرس الكتاب

الصفحة 89 من 511

چون وقتي يك رشته كارها تكرار گردد و زياد باشد ديگر غير عادي نيست بلكه عادي است.

و چون عاقلي فسادِ اين گونه دعاوي را باز نمايد صوفي در وسط مي جهد كه آيا منكر كرامات اولياء الله هستي؟ و طبايعي در وسط مي جهد كه آيا منكر خواص اشياء هستي؟ مگر نه اينكه شتر مرغ نيز آتش مي خورد؟ و باطنيان و منجمان هم هر يك از سويي اين دعاوي را تقويت مي كنند، با اين حال پاك و منزه است خدايي كه دين را در كمال قوت نگه داشته بلكه ديگر گردنها را مقهور آن نموده است.

و نيز از براهمه كساني هستند كه ابليس، خودسوزي را در نظرشان آراسته با اين پندار كه موجب نزديك به خدا مي شود. چاله اي مي كنند و پر آتش مي كنند. مردم به تماشا گرد مي آيند و شخصي را كه قرار است سوزانيده شود سراپا معطر ساخته، با دف و ساز مي آورند و مي گويند: خوشا به حال اين شخص كه معلق به بهشت است، و خودش مي گويد: كاش اين قرباني مقبول گردد و ثواب من بهشت باشد؛ و خودش را در آن چالة پر آتش مي افكند و مي سوزاند، و اگر از آتش بگريزد او را طرد و تبعيد مي كنند و از او ابراز بيزاري مي نمايند تا بازگشت نمايد. بعضي ديگر خود را پيوسته به سنگهاي داغ مي چسبانند تا از شدت گرما بميرند. بعضي را آن قدر نزديك آتش نگه مي دارند كه تمام چربي بدنش ذوب شده بيهوش مي افتد.

بعضيشان از گوشت ساق و ران خود تكه تكه مي بُرد و در آتش مي اندازد، تا ميرد، و مردم تعريف و تمجيدش مي كنند و آرزو مي نمايند كه كاش مقام او را داشتيم. بعضيشان روي تودة سرگين خشك شدة گاو مي ايستد و آتشش مي زنند تا بسوزد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت