فهرس الكتاب

الصفحة 90 من 511

عده اي از براهمه آب پرستند و مي گويند آب ماية حيات همه چيز است و بر آن سجده مي بَرَند. بعضيشان تنوري نزديك آب مي كَنَد و خود را آنجا آتش مي زند وقتي شعله ور شد بر ميخيزد و در آب فرو مي رود، سپس به تنور باز مي گردد و ميان آتش مي نشيند تا بميرد. و هر گاه در فاصلة آب و آتش بميرد خانواده اش غمگين مي شوند كه از بهشت محروم شد و اگر در آب يا آتش بميرد گواهي مي دهند كه به بهشت وارد شد.

و كساني هستند كه خود را با تشنگي و گرسنگي مي كشند، از شدت ضعف نخست از راه رفتن عاجز مي شوند سپس از نشستن، سپس از حرف زدن، آن گاه حواس از كار مي افتد، سپس شخص مطلقًا بي حركت شده مي ميرد. بعضيشان سر به صحرا مي گذارد و آن قدر بي هدف پيش مي رود تا بميرد. بعضيشان خود را در رودخانه غرق مي كند. بعضي خويشتن را عمري از معاشرت زنان محروم مي دارند. بعضي عريانند وجز عورت خود را نمي پوشانند.

در هند يك كوه بلند هست و در پاي آن درختي و زير آن درخت مردي نشسته و كتابي مي خواند كه در آن نوشته است: خوشا به حال كسي كه از اين كوه بالا برود و شكم خود را پاره كند و به دست خود روده هاي خود را بيرون بكشد. بعضيشان پاره سنگها برداشته با آن تن خويش را مي خراشد و مي كوبد تا بميرد و حاضران مي گويند: خوشا به حال تو! و نيز دو نهر دارند كه عده اي از عبادت كنندگان روز عيد آنجا مي روند و در آنجا كساني هستند كه جامة عبادت كنندگان را برگرفته ايشان را بر روي مي افكنند و دو نيمه كرده هر نيمه را به يكي از دو نهر مي اندازند و مي گويند هر دو نيمه به بهشت ميرود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت