فهرس الكتاب
و اباحت در امر زنان را مزدك به روزگار قباد اظهار كرد و هر زني براي هر كس كه بخواهدش روا شمرد [1] و خود با زنان قباد نكاح كرد تا عامه در مورد ديگر زنان بدو اقتدا كنند. و چون نوبت مادر انوشيروان رسيد مزدك به قباد گفت: او را هم بيرون بيار كه اگر مانع شوي معلوم مي شود ايمانت كامل نشده است، و قباد خواست آن زن را بيرون آورد و تسليم مزدك كند انوشيروان گريه كنان پيش چشم پدرش بر پاي مزدك افتاد كه از مادرش در گذرد. قباد به مزدك گفت كه مگر نگفتي «مؤمن» را نبايد از آنجه دلش مي خواهد منع نمود؟ مزدك گفت: آري، قباد گفت: پس مادر انوشيروان را به خود او واگذار. مزدك گفت: مادر انوشيروان را به او بخشيدم. و انوشيروان چون به حكومت رسيد مزدكيان را نابود كرد. مزدك مردار خواري را هم تجويز كرده بود.
ديگر از عقايد مجوس اين است كه زمين از سمت پايين نهايت ندارد و آسمان راز پوست شياطين است، و رعد نالة عفريتان محبوس در آسمانهاست. اين عفريتان كه كوهها استخوان و درياها خون و پيشابشان است در جنگ اسير شدند.
(1) صرف نظر از اينكه پس از قيام مزدكيان ممكن است افراط كاريها و تجاوزهايي رخ داده باشد، تا آنجا كه از تواريخ موجود بر مي آيد مزدك شخصًا مرد پارسايي بوده و ظاهرًا آنچه دشمنانِ طبقاتي مزدك به عنوان اباحت و اشتراك زنان بدو بسته اند گشودن در حرمسراهاي شاهان و اشراف و آزاد كردن زنان و كنيزان احتكار شده براي ازدواج با هر كه خواهند بوده است؛ حرمسراهايي كه گاه يكهزار و يكصد زن و كنيز را شامل مي شده است! سركوبي و كشتار مزدكيان در زمان انوشيروان را هم به تصفيهء خرده حساب شخصي نسبت دادن،