فهرس الكتاب
به روزگار انتقال دولت اموي به عباس، از مجوسيان يكي سر بر آورد و خلقي را بفريفت بر او ماجراها گذشت كه ذكرش طول دارد و او آخرين كس است كه از مجوسان برخاسته [1] .
بعضي علما مجوس را اهل كتاب (آسماني) دانند و گويند چون در دين بدعت ورزيده از خود آييني برساختند كتابشان به آسمان بازگردانده شد.
از طرفه ترين تلبيسهاي ابليس بر آنان اين است كه چون در كارها خير و شر ديدند، شيطان در نظرشان چنين جلوه داد كه آفرينندة خير نمي تواند همان آفرينندة شر باشد. لذا دو خدا قايل شدند. يكي نور كه حكيم است و جز نيكي از او سر نزند و ديگر شيطان (اهريمن كه ظلمت است و جز شر از او سر نزد?(رجوع شود به آنچه از ثنويه گفتيم و جواب داديم) .
بعضي از ايشان گفتند: از آفريدگار قديم جز خير پديد نيايد و شيطان (اهريمن) كه هر چه مي كند شرّ است، مُحْدَث است. در پاسخ اينان گوييم: اگرشيطان را مخلوق نور قديم مي دانيد، چگونه آفريدگار نيكوكار سر همة بديها را آفريده است؟ بعضي گفته اند كه آفريدگار، نور است و او با خود انديشيد كه بيم دارم كسي در ملك من پديد آيد كه با من ضديت كند؛ از همين انديشة بد اهريمن پديد آمد. مؤلف گويد: شيطان راضي است كه او را شريك خدا بخوانند ولو صفت بد بدو دهند!
(1) از كساني كه در حدود زماني مورد اشارهء مؤلف به عنوان احياء و اصلاح آيينهاي گذشته برخاسته اند، بيافريد و خدّاش و سنباد واستاذسيس و اسحاق ترك و مقنع ... را مي توان نام برد. -م.