گوئيم: فضائل دو قسم است يكي آنكه در حدّ ذات خود فضيلت آدمي و سعادت اوست و تشبّه با پيغامبر به آن حاصل مي شود از جهت پيغامبري و اين قسم همان است كه سنت سنيه به آن تصريح و تلويح نمود قسم دوم آنكه در حد ذات خود فضيلت معتبره در شرع نيست مثل نسب و مصاهرة و قوت بدن و شجاعت دل و فصاحت لسان و وجاهت در ميان مردمان؛ لهذا كافر و مسلمان را آن فضائل حاصل مي شود متقي و فاسق هر دو به آن متصف مي توانند شد ليكن گاهي وسيله ي فضيلتي از فضائل معتبره در شرع مي گردد و به اين اعتبار مي توان (اين صفات را) از فضائل مذكور ساخت مثلًا تزويج آن حضرت صلي الله عليه وسلم جگر پاره ي خود را متضمن عنايت آن حضرت صلي الله عليه وسلم به شأن اوست و سنة الله چنين جاري شده كه صهر بهترين انبياء عليه الصلاة والسلام نگردانند مگر شخصي را كه حال او در شرع محمود باشد الطيبات للطيبين والطيبون للطيبات پس به اين اعتبار بر بعض فضائل نفسانيه دلالت مي كند و همچنين ابن عم بودن سبب عنايت آن حضرت صلي الله عليه وسلم است به نسبت او و اعتناء به تعليم و تثقيف او و همچننين شجاعت و فصاحت گاهي صرف كرده مي شود در نصرت اسلام و اعلاء كلمة الله پس به اين اعتبار با فضائل معتبره نسبتي پيدا مي كند و چه مانا است به اين مبحث بيت مولانا جلال الدين رومي قدس سره:
علم را بر تن زني ماري بود
علم گر بر دل زني ياري بود