مقدمه اولي بيان ملازمت در ميان خلافت خاصه و افضليت شخصي كه به اين خلافت مكرّمش ساخته اند بر اهل زمان او پس اين ملازمت گاهي تقرير كرده مي شود به اعتبار ظهور داعيه در نفس شخص كه غير افضل اهل زمان اين داعيه را قبول نميكند الطيبات للطيبين و گاهي تقرير كرده مي شود به اعتبار تعيّن آن حضرت صلي الله عليه وسلم شخصي را براي خلافت خاص خود كه تعين شخصي براي اين امر عظيم از پيغامبر نمي آيد مگر افضل امت را و گاهي تقرير كرده مي شود به اعتبار اتفاق صحابه بر شخصي خاص به وجهي كه افضليت او را مبناي اتفاق خود گردانند؛ زيرا كه اجماع صحابه بلكه مسلمين قاطبتهم نمي باشد الا بر آنچه حق است نزديك خداي تعالي و اين همه وجوه متوافق اند يكي لازم ديگر است ويكي مبشر بديگر
عباراتنا شتي وحسنك واحدٌ
وكلٌ الي ذاك الجمال يشير