فهرس الكتاب

الصفحة 114 من 2207

و مسيلمه كذاب در ميان بني حنيفه در شهر يمامه بدعوي نبوت برخاست و بجانب اقدس نبي صلي الله وعليه وسلم نامه نوشت مِن مسيلمه رسول الله الي محمد رسول الله اما بعد فان الارض نصفها لي ونصفها لك واين نامه را بدست دو كس بحضور مقدس فرستاد آنحضرت صلي الله وعليه وسلم آن دو كس را فرمودند اتشهدان اَنَّ مسيلمة رسول الله؟ قالا: نعم فقال النبي صلي الله وعليه وسلم: لو لا اَن الرسل لا تُقتل لضربت اعناقكما. بعد از آن جواب نامه او نوشتند: مِن محمد رسول الله الي مسيلمة الكذاب أما بعد فإن الارض لله يورثها من يشاء والعاقبة للمتقين [1] .

بعد از اين ماجرا آنحضرت صلي الله وعليه وسلم مريض شدند و تدبير دفع او نافرموده برفيق اعلي پيوستند. صديق اكبر رضي الله عنه خالد بن وليد - رضي الله عنه - را با جيشي كثير بطرف مسيلمه روان فرمود و كار او را آخر نمود، وحشي (بن حرب قاتل سيّد الشهداء حمزه - رضي الله عنه - ) آن كذاب را بكشت و جموع او متفرق گشتند و بعضي از ايشان تائب شدند.

و طليحه اسدي در ميان بني اسد مدعي نبوت شد هم در حيات آنحضرت صلي الله وعليه وسلم و بعد انتقال وي صلي الله وعليه وسلم حضرت صديق رضي الله عنه خالد بن وليد - رضي الله عنه - را بر سر آن جماعت فرستاد. خالد آن جمع را هزيمت داد طليحه بگريخت و بعد از آن مسلمان شد و در غزوه قادسيه تردّد نمايان بعمل آورد [2] .

(2) - کارنامه ي شايسته انجام داد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت