اما تشبه در زيادتي كه در جزء عملي نفس ناطقه دهند به دو وجه تواند بود وجه اول آنكه سمت صالح داشته باشد و عدالت كامله و در امور ملك راني و سياست مدن داد آن دهد و به وجهي معامله كند كه امت بر وي مختلف نشود، و تا مقدور بدون سل سيف در ميان مسلمين كار سر انجام دهد و جهاد عرب و عجم به نوعي كه بهتر از آن متصور نباشد بجا آرد و حق شخصي از هزاران هزار كه در امر ملت سعي كند جدا جدا بشناسد، و از هر يكي كاري كه از وي مي آيد بگيرد علمًا و عملًا و نصرت دين را به اقصي همت مطمح نظر خود سازد گويا براي همين كار مخلوق شده و اين امر غايت سعادت او است، و رد و قبول او همه بر موافقت ملت و مخالفت آن باشد، يا اصابت راي و فطانت المعيه به آن مشابه گويا راي او مرآة اراده الهي افتاده هر چه مي انديشد از مكمن غيب بر حسب انديشه او ظاهر شود؛ چنانكه حضرت مرتضي - رضي الله عنه - فرمود: ان عمر كان رشيد الرأي (1) ، و فرمود: تازيانه عمر بهتر از سيف ما است (2) .
وجه ثاني آنكه تربيت كنند جميع اصحاب خود را به تأثير صحبت و هر يكي را امر معروف كند در هر حالتي به قدر آن حالت و مواعظ و خُطب بليغه او مؤثر ترين كلمات باشد در نفوس و كرامات عجبيه و خوارق غريبه از وي مشاهده افتد.