هيچ ميداني كه نكته در تخصيص ابي چيست آنست كه سلسله جماعه عظيمه از قراء امت مرحومه به واسطه او به جناب رسالت رسيدن مقدر بود، و عبدالله بن مسعود را چرا فرمود كه ما امركم ابن ام عبد فخذوه وما اَقرأكم فاقرؤه (1) براي آنكه سلسله فقه و قرائت جم غفير از امت به جناب رسالت به واسطه او رسيدن مقدر بود، و در حق خالد چرا فرمود سيف من سيوف الله (2) براي آنكه فتوح بسيار بر دست او شدني بود، و در حق سعد چرا فرمود: عسي ان تبقي حتي ينتفع بك اقوام ويضرُّ بِك آخرون (3) براي آنكه فتح عراق و حكومت آن بر دست او شدني بود، و در حق ابو عبيده چرا گفت امين هذه الاُمة ابوعبيده (4) براي آنكه حل عقد شام بر دست او افتادن بود، و در حق عمرو بن العاص چرا گفت نعم المال الصالح للرجل الصالح (5) براي آن گفت كه ايالت مصر او را بودني بود، و در حق معاويه چرا گفت ان وُلّيت امر الناس فاحسن اليهم (6) براي آن گفت كه خلافت آخر به وي رسيدني بود، و در حق ابن عباس چرا دعا كرد اللهم علّمه الكتاب (7) براي آن گفت كه تفسير قرآن بر دست او شدني بود، و در حق انس چرا دعا كرد اللهم اكثر ماله وولده (8) براي آنكه او را اين معني شدني بود، و در حق ابوذر چرا گفت شِبه عيسي في الزهد (9) براي آنكه اين صفت در وي كامل بود، و در حق شيخين چرا گفت اقتدوا بالذَين من بعدي ابي بكر وعمر (10) براي آنكه خلافت ايشان مقدر بود.