و صوفي [1] مرشدي كه در زمرهء صوفيان نشسته مصدر كرامات عجيبه و خوارق غريبه گشته و به قوت ارشاد خود و تأثير صحبت خود باد پيمايان باديه ضلال را راه نجات نموده بعد از آن كه سالها تهذيب نفس خود به طاعات و رياضات كرده و از اشباح آنها پي به ارواح آنها برده و مقامات عليه و احوال سنيه كسب فرموده چنانكه در مقامات مشائخ ما قدس الله اسرارهم خوانده باشي قال الله تعالي:"وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ [2] ".
و جبرئيلي كه جارحهء از جوارح تدبير الهي شده و واسطه اخذ علوم حقه از منبع العلوم گشته"لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ [3] "نقد حال اوست از جذر جبلت او راهي به حظيرة القدس كشاده است و از آن راه علوم مجردهء عاليه بر عقل و قلب او فرو ريخته و خفاياي عالم مُلك و خباياي عالم ملكوت پيش او مشج گشته.
(1) - طوري که قبلا ياد آور شديم، هدف از اصطلاح صوفي در نوشته هاي محدث هند قطعا بدعت گذاراني که خويشتن را به طرق صوفيه منسوب نموده و از سنت رسول خدا صلي الله عليه و سلم دور هستند نيست؛ بلکه مراد اهل تزکيه و زهد و صلاح مي باشند بدليل اينکه شاه ولي الله دهلوي از بزرگان محدثين بوده و با اهل بدعت هيچ صله اي ندارد و اين اصطلاح را مشاکلة ذکر نموده است.
(2) - سوره ى آل عمران، آيه: 164.
(3) - سوره ى تحريم، آيه: 6.