باز تأمل بايد كرد كه آنحضرت صلي الله عليه وسلم چون مبعوث شدند در ايام خود بكدام چيز اعتناء تمام فرمودند و از آثار آنحضرت صلي الله عليه وسلم چه چيز در عالم باقي ماند؟ در اين باب كار فرمائي حدس ذهن بايد شد و از جزئيات به كليات و از مقدمات به مقاصد انتقال بايد نمود.
بايد دانست كه آنحضرت صلي الله عليه وسلم در زماني مبعوث شدند كه شرك در عبادت و استعانت شيوع تمام پيدا كرده بود اثبات معاد نمي كردند و عبادات را فراموش ساخته بودند و تحريفها در دين حنيفي كه منسوب است به حضرت ابراهيم عليه السلام داخل شده بود و مانند سباع با يكديگر مي جنگيدند و مثل بهائم بر يك ديگر مي جهيدند آنحضرت صلي الله عليه وسلم امر ابطال شرك فرمودند و اثبات مجازات نمودند و تحريفات را بر انداختند و شعاعي از نفس قدسيه آنحضرت صلي الله عليه وسلم بر اذكياء قوم افتاد آن جماعت دين حق را بفهم درست تلقي نمودند وبه سمت كاركشا نصرت دادند تا آنكه راه رشد واضح شد واسلام از كفر ممتاز گشت ومردمان در دين حق آمدن شروع كردند آنگاه عرب عامةً و قريش خاصةً به تعصب برخاستند و در پي ايذاها افتادند آنحضرت صلي الله عليه وسلم به قوت خدا داد خود در مقابلهء مجادله ايشان استقامت فرمود و ياران وي خود را سپر وي ساخته از مشرب عشق چه باده ها كه نخوردند و چه مستي ها كه نكردند.