و اين كلمات مباركات اجمال آن واقعات است و تصحيح آن واقعات است و تصحيح آن قصص مفصله و تصريح به قبول آن همه اعمال پيش خداي تعالي.
اينجا لطيفه بايد شناخت كه مدار مدح تنها نه وجود اين اعمال است بلكه في الحقيقت مدح دائر است بر آنكه حضرت صديق به اين اعمال به اقصي مقاصد خود فائز گشت و آنچه ميخواست يافت ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء.
اما صحبت دائمه ي حضرت صديق با آنحضرت صلي الله عليه وسلم و مصافات او و در خلوت و جلوت حاضر ماندن و در هر منشط و مكره شريك آنحضرت صلي الله عليه وسلم بودن و اعتناء و توقير آنحضرت صلي الله عليه وسلم نسبت به حضرت صديق پس زياده از آنست كه در اين اوراق بگنجد ليكن نكته ما لا يُدرك كله لا يترك كله منظور نظر است حضرت علي مرتضي در وقت دفن حضرت فاروق گفته است وايم الله ان كنت لاظن ان يجعلك الله مع صاحبيك وذاك اني كنت كثيرًا اسمع رسول الله صلي الله عليه وسلم يقول جئت انا وابوبكر وعمر ودخلت انا وابوبكر وعمر وخرجت انا وابوبكر وعمر فان كنت لارجو ولاظن ان يجعلك الله معهما، اخرجه البخاري ومسلم [1] .
و ابوهريرة در قصه ي تكلم ذئب و تكلم بقره از آنحضرت صلي الله عليه وسلم روايت كرده اني اؤمن به انا وابوبكر وعمر وما هما ثم اخرجه الشيخان [2] .
(1) - صحيح بخاري، حديث شماره: . صحيح مسلم، حديث شماره:
(2) - صحيح بخاري، حديث شماره: . صحيح مسلم، حديث شماره: