فهرس الكتاب

الصفحة 1330 من 2207

عن ابن عباس قال لما اخرج اهل مكة النبي قال ابوبكر الصديق رضي الله عنه انا لله وانا اليه راجعون اخرجوا نبيهم ليهلكوا قال فنزلت"اُذن للذين يقاتلون باَنهم ظلموا واِن الله علي نصرهم لقدير [1] "قال ابوبكر الصديق فعلمت انها قتالٌ، اخرجه الحاكم [2] .

پنجم مكاشفهء او حوادث خفيه را چنانكه در قصه بدر التماس كرد حسبك مُناشدتك علي ربك [3] .

وي رضي الله عنه حضرت عائشه را زميني داده بود هنوز حضرت عائشه قبض آن نكرده بود كه وقت حيات حضرت صديق به آخر رسيد و در آن حال به حضرت صديقه فرمود كه اگر آن زمين را قبض كردي از آن تو شد [4]

(1) - سوره ي حج، آيه: 39.

(2) - مستدرک حاکم،

(4) - در کتابهاي شيعه آورده اند که رسول خدا زمين فدک را به فاطمه رضي الله عنها بخشيده بود، و چون فاطمه در زمان خلافت ابو بکر دعواي زمين کرد ابوبکر ادعاي او را نپذيرفته و از او شاهد خواست. فاطمه علي و ام ايمن را به حيث شاهد آورد که ابوبکر صديق شهادت ايشان را به دليل اينکه ام ايمن زن است نپذيرفت و فاطمه را از آن زمين محروم گردانيد.

اما شاه عبد العزيز دهلوي رحمه الله در تحفه اثنا عشريه مي نويسد: ادعا نمودن فاطمه زهراء مبني بر اينکه رسول خدا زمين فدک را به او بخشيده باشند و يا اينکه او علي و ام ايمن را به حيث شاهد خدمت صديق اکبر آورده باشد در کتب و روايات صحيحه ي اهل سنت اصلي ندارد و محض افتراء و اختراع شيعه است.

اما محدث هند رحمه الله با آوردن اين روايت به نکته ي لطيفي اشاره مي کند و آن اينکه اگر فرضا قبول کنيم که رسول خدا فدک را براي فاطمه هبه کرده بودند، باز هم تا زماني که موهوب له مال هبه را در تصرف خويش داخل نکند آن مال به ملک او داخل نمي شود، و در اينجا نيز ظاهرا فاطمه رضي الله عنها زمين فدک را تصرف نکرده بود؛ چرا که اگر تصرف مي کرد و در ملک او داخل بود ضرورت پيش نمي آمد که به حضور صديق اکبر رفته و ملک خويش را طلب نمايد و يا شاهد ببرد که صديق شاهدان او را نيز نا اهل بداند.

در اينجا نيز صديق اکبر براي عائشه صديقه رضي الله عنها مي گويد: اگر زمين را مالک شده اي که از آن تو است و الا مال همه ي ورثه است که تو نيز چون يکي از آنها نصيب خويش را دريافت خواهي کرد.

مصنف رحمه الله با آوردن اين روايت شبهه ي وارده از طرف شيعه را به طور اصولي جواب مي دهد.

البته اينکه ابوبکر - رضي الله عنه - از فاطمه رضي الله عنها خواست تا دو شاهد بياورد، يک داستان خيالي است و در مجالس اهل علم جايي ندارد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت